سلام؛ صبحانه: ۶۰گرم نان-۱۵گرم پنير-۴عدد خيار
نهار:۷۰ گرم گوشت-۱گوجه-۳ق ماست-۳۰گرم نان-يه كوچولو خربزه
عصر:۴عدد خرما-خورده خوري(زياد نبود ولي يه نوك ق چ خامه+يه كوچولو خامه)
شام:۲ عدد خرما-۱ليوان شير-۲ عدد خيار-يك ق چ آب مربا
۱۰۰۰ كالري خوردم چون اندازه خورده خوريم معلوم نبود كالريشو يه كمي بالا گرفتم..
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 0:46  توسط زهرا
|
سلام؛صبحانه: ۳۰ گرم نان سنگك-۳عدد خيار-۱گوجه-۱۰گرم پنير(۱۳۰)
نهار: ۲عد خرما(۴۰)
شام: ۴ ليوان حليم


-۱عدد خرما-يه كوچولو خربزه-۳۰ گرم نان(۹۱۰)
خر خوري كردم.. اين چه مدل غذا خوردنه؟ اين ديوونه بازيها چيه؟ همسر جونم زود بيا بابا دارم از دست ميرما! تازه دوستم خونمون بود يه شيشه دلسترتوت فرنگي هم آورده بود كلي خودمو نگه داشتم نخوردم بعدش هم با التماس بهش گفتم بقيش رو ببره.. الآن دارم به خودم ميگم كاش اصرار نكرده بودم واقعا خر خوريم رو كامل مي كرد..
(۱۰۸۰)
بنظر مقدار كالريم كمه اما بنظرم افتضاح خوردم الآن دارم ميتركم
.
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 1:13  توسط زهرا
|
سلام؛ دوباره برگشتم. از اين غيبتهاي صغري و كبراي خودم معذرت ميخوام. ميدونم كه تعهد و احترام به روابط چه حقيقي و چه مجازي از اصول اخلاق هست. اما خوب ازتون ميخوام من رو يه آدم بي قيد و بند تلقي نكنيد و اين اخلاق اشتباهم رو روي ويژگي فرديم بذاريد. حالا هرچند كه اين ويژگي خوبي نيست..
از محبتهاي دوستان ممنون.
از امروز روز نو روزي از نو:
صبحانه: ۳۰گرم نان سنگك، يك ليوان شير(روزه نميگيرم)(۱۸۵)
نهار: ۲ عدد تخم مرغ-۶۰ گرم نان سنگك-يك خيار-يك گوجه-نصف ليوان ماست(۳۷۰)
عصر: ۲عدد گز -يك شكلات -نصف ليوان شير-يك برش كوچولو خربزه(۲۵۰)
بعد عصر: ۴ عدد خيار(۴۰)
شام يك ليوان شير (از صبح هم ۵ تا خرما خوردم)(۲۱۰)
من بايد براي اين شكلات خوردنم خودم رو تنبيه كنم..براي زود شام خوردنم خودم رو تشويق كنم
۱۰۵۵ كالري
خيلي بده من وقتي عصبي ميشم مثل اين سيگاريها شكلات ميخورم اونها سيگار ميكشن منم شكلات دود ميكنم.
فردا قرار بود همسرم بعد از يكماه به مرخصي بياد مثل اينكه دوشنبه بعد مياد منم دپ شدم شكلات و گز خوردم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:17  توسط زهرا
|
سلام؛ حال و روزتون خوبه؟ من كه اصلا رژيمي نيستم دوباره دارم برميگردم سر خونه اولم. البته يكي از علتهاي عمدش هم مشغله كاري خيلي زيادي هست كه دارم. اومدم بهتون بگم كه من تا آخر ارديبشت شايد نتونم كه بنويسم يا حتي برنامه منظمي داشته باشم. يك همايش خيلي مهمي درپيش هست كه چند ماهه درگيرش هستيم و از امروز به بعد ديگه اوج كارمون هست.تو هفته اول ارديبهشت كار همايش تموم ميشه اما هفته دوم به بعد را مسافرت هستم. اينه كه نميتونم بيام و بنويسم اما بعد از اون دوباره ميام. براي همتون آرزوي موفقيت دارم البته ميام به وبلاگهاتون سر ميزنم. دعا كنيد همه چيز خوب پيش بره..
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 9:7  توسط زهرا
|
سلام سال نو مبارك اميدوارم كه سال خوبي رو پيش رو داشته باشيد.. من نتونستم از تو خونه آپ كنم اما الآن دارم از خونه آپ ميكنم. تصميمهاي خوبي دارم اميدوارم كه اجرايي بشن يعني از همين الآن كه دارم مينويسم اجراييشون هم كردم تو اين ۵-۶ روز عيد خيلي پرخوري كردم روزهاي اول عيدخيلي خوب بود حتي وزن هم كم كرده بودم اما دوباره برگشت.. اما من دوباره برشميگردونم.. چه برگردون كاري اي شد!
از همه دوستايي كه زحمت كشيدن عيد ديدني اومدن و من تشريف نداشتم ممنونم. كاغذاتون و لاي در حياط ديدم

ميريم كه يه سال خوب و با لاغري شروع كنيم.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:42  توسط زهرا
|