سلام؛ امروز خيلي دلم گرفته من هميشه تو اين فصل افسرده ميشم سرما منو راكد ميكنه حس و حالم رو كم ميكنه. مثل گربه هاي مريض ميشم كه همش ميو ميو ميكنن و لي يه حرفه درست و حسابي هم ندارند كه بزنند. كسي هم بهشون توجه نميكنه چون همه ميدونن كه اين گربهه مريضه. اما گربهه دلش توجه ميخواد
ميدونم كه اينجا يه وبلاگ رژيميه اما خوب خيلي دلم غم داره. من يه بدي اي كه دارم وقتي اينطوري ميشم فقط دلم ميخواد خودمو خالي كنم ديگه برام فرقي نميكنه كه با كي حرف بزنم. از سر ناچاري ميخواستم با منشي ادارمون درد دل كنم كه تا دستم رفت رو گوشي يادم افتاد كه اون اصلا با من خوب نيست و همه خوش وبش هاش هم براي ظاهر سازيه.. يهو يادم افتاد كه يه وبلاگ دارم و يه عالمه دوستهاي خوب كه ميتونم باهاشون حرف بزنم. فقط بگم كه دلم گرفته و نميدونم چكار كنم. راستي يه مدت طولاني ايه كه من خوابهاي بد ميبينم. حتي تو خواب هم آرامش ندارم. سرم هم حسابي گرمه يعني براي وقتهاي بيكاريم هم برنامه هاي خوبي دارم. اينو گفتم كه فكر نكنيد خيلي دچار روزمرگي شدم اين اداره ما هم اونقدر دچار تغيير و تحوله كه اين همه تغييراتش خودش روزمرگي آورده. يعني بايد بگم كه يجورايي اين بي ثباتي و همش تو تنش بودن هم روحيمو خراب كرده.. نميدونمم چرا به خودم يه تكوني نميدم و از اينجا نميرم آخه اينجا براي ادامه تحصيل خيلي مناسبه و ميتونم اين كار رو انجام بدم. آي چقدر غر ميزنم.. مرسي
ممنون از دوستاني كه راهنماييم ميكنن.
ديانا جان: من همون دو هفته تو ذهنم بود نميدونم چرا نوشتم ۱ هفته.![]()
اميدخان: حرف شما متين اما اين برنامه خيلي منسجم تره و دو هفته ضرر نداره.![]()
از ساميا و الي هم ممنون خيلي بهم لطف داريد![]()
اينم
براي همه گروه خوبمون.
از رژيم بگم كه واقعا خيلي عاليه من اصلاگرسنه نميشم. تازه يكم كمتر هم ميخورم. فقط مواقعي كه بين وعده هاي غذاييم خيلي فاصله ميفته گرسنه ميشم ولي اگه طبق برنامه باشه خيلي خوبه.
راستي دوستاني كه فوليك اسيد ميخوريد روزي ۱ ميلي گرمش زياد نيست؟ يا نصفش رو بخورم. تو يه سايت خوندم براي خانمهاي باردار ۱ ميل توصيه ميشه. اگه اطلاعات داريد كمكم كنيد.
امروز تنها روزي بود تواين مدت كه اصلا دلم شيريني يا شكلات نمي خواست با اينكه هر دوتاش هم تو خونه بود.
خيلي راضيم.
سلام؛ همانا در راستاي تغيير روش زندگيمان در مورد خوردن و آشاميدن در حال انجام دادن كارهاي ارزنده اي مي باشيم.
۱- به گفته انارمان با چاقو وچنگال غذا را تناول ميكنيم. البت هنوز برنج نخورده ايم فكر كنم با قاشق چايخوري ميل كنيم. در مورد آبگوشت و آش رشته و اشكنه و كالجوش نميدانم قرار است با چي بخوريم.مخصوصا گوشت كوبيده كه واقعا معضلي است.
۲- حقير نيز ميخواهم مانند انارمان هرچه نان و برنج و ... هست تا عصري ببلعيمشان كه شب با شكم سبك كپه مان را بگذاريم. چون ديشب خواب ديديم كه خاك تو گوريهاي آمريكايي و عراقي آمده بودند در منزل پدريمان و ميخواستند بنده را به مقام رفيع شهادت برسانند اما ناكام شدند.
۳- به مدد حق تعالي روغن و قند و شكر و مشتقات آنها را به طور كل حذفيديم. مگر در مواردي كه گلاب به رويتان مزاجمان ياري نكند اندكي روغن مايع از نوي زيتونش تناول كنيم.
۴- مثال ببعي كاهو و سبزيجات و خيار نخوريم. چون احساس ميكنيم به اندازه چهارپايان پس از تناول آنها فربه ميشويم.ما آدميم.
سلام؛ ما ديشب رسيديم. خيلي خيلي خيلي خوش گذشت از نظر روحي خيلي خيلي خيلي شارژم. واقعا جاهاي جالبي رو ديديم. از كردستان و مردمش هم خيلي خوشم اومد ميزبان ما هم كرد بود و واقعا خيلي خوب بودند. دلتون آب نشه اميدوارم كه شماها هم اگه نرفتيد تا حالا بريد..
از نظر خورد و خوراك هم بگم كه واقعا رعايت كردم و همونطوري هم كه گفتم چون مهمون بودم خيلي خجالت ميكشيدم بخورم. خدا رو شكر اونها هم به سالم خوري خيلي دقت ميكردند و براشون مهم بود. اين عروس خانومي كه ما مهمونشون بوديم ماشاءالله اونقدر خوشخوراك بود كه من واقعا تعجب كرده بودم كه معده يه ادم مگه چقدر ميتونه جا داشته باشه؟
اصلا اشتهاش تموم نميشد! همش هم به ما ميگفت شماها هيچ چي نميخوريد. تازه من بيشتر از رژيمم ميخوردم! حالا من نميخوام لقمه هاي اون بنده خدا رو بشمارم اما خوب واقعا تعجب كردم. از نظر هيكل هم يه خانم كرد قد بلند و درشت و البته چاق بودند. اينا رو گفتم واسه اينكه بگم واقعا چقدر اين برخورد در راستاي هدف من يعني دقيق شدن تو رفتار لاغرها بود
اينا رو كه خودم بلد بودم. خلاصه نتايج اين سفر رضايتبخش بود(جون خودم)..
ولي مطمئنم كه وزن اضافه نكردم چون خيلي تحرك داشتم و غذام رو كنترل مي كردم.
لاغرها: اول به مخلفات موجود نگاه ميكنند و يكمي از اونها ميچشند و يكمي آب ميخورند بعد غذا رو شروع ميكنند
من: يهو ميرم سر اصل مطلب
لاغرها: تكه هاي گوشت غذارو خورد ميكنند و ميخورند
من: يهويي ميذارم تو دهنم
لاغرها: قاشق غذاشون رو پر نميكنند، نصفه ميذارن تو دهنشون
من: قاشقم رو پر ميكنم
لاغرها: بين وعده هاي غذايي هي سر يخچال نميرن و تيكه خوري نمیكنند
من: هي سر يخچال ميرم و تيكه خوري ميكنم
لاغرها: يه شکلات دو سانتي رو ميليمتر ميليمتر ميخورند
من: دوتا دوتا چون وقتي تو دهنم يه عالمه كاكائو باشه بيشتر بهم ميچسبه
لاغرها: با غذاشون يه خورده دوغ يا نوشابه ميخورند
من: دو تا ليوان دوغ چون شوريش باعث ميشه غذا بيشتر بهم بچسبه
لاغرها: تو آبگوشت نون ريز نميكنند
من: تو آبگوشت نون ريز ميكنم يه عالمه و تازه گوشت كوبيده هم ميخورم با ترشي
فردا میرم مسافرت تا جمعه، فکر نمیکنم وزن اضافه کنم چون احتمالا تحرکم از اینجا بیشتر و میخوایم به دشت و بیابون بزنیم و مهمون هم هستیم. من وقتی مهمونم خیلی کم غذا میخورم چون خجالت میکشم زیاد بخورم و همین واقعا سیرم میکنه![]()
هنوز هم دكتر پيدا نكردم.حال ندارم راه دور برم چون حتما بايد دو هفته يكبار يا هفته اي يكبار براي چك مراجعه كنم و اگه راهش دور باشه تو دردسر ميفتم. يه دكتر حوالي نارمك ميخوام. دلم هم ميخواد دكترم خانم باشه چون فكر ميكنم اونها بيشتر شرايط فيزيكي زنها رو درك ميكنن و وقتي از ضعفهاي دوران پريودي و بيحوصلگي هاش بگم براشون ملموس تره.(شايد اينطوري باشه)
احتمالا آخر هفته هم ميريم سفر يعني از سه شنبه تا جمعه(مسافرت رو خيلي دوست دارم). خوبيش اينه كه يه جاي جديد ميخوايم بريم ،بيجار، تا حالا نرفتم.
خلاصه كه حال و حوصله ندارم. يه عالمه انرژي منفي دارم.
ناخنهام هم خیلی دیر بلند میشه و خیلی زود میشکنه چکار کنم میخوام ناخنهای قشنگی داشته باشم اما ندارم.
اما مواردي رو كه ديانا جون جمع آوري و يادآوري كردن:
من از عصر تا شب پر خوري ميكنم.
نميدونم چقدر طول ميكشه؟ تا حالا بهش فكر نكردم. فكر ميكنم.
من همه جا مي خورم هم پشت ميز رو زمين سر يخچال و.. يعني مثلا يه خوراكي كوچيك رو بر نميدارم ببرم رو صندلي بشينم و بخورم همونجا مي خورمش. يعني قورتش ميدم..![]()
از عوامل مهمش خستگيه باخوراكي خوردن خستگيم رفع ميشه انرژي بيشتري براي باقي روزم ميگيرم.احساس شادابي بيشتري ميكنم. اگه چيزي نخورم ميخوابم و همش خواب آلودم.
همراهي با اعضاي خانواده هم خيلي تو زيادخوريم موثره..
بيشتر مواقع عصبانيت منظورم خشم نيست بيشتر ناراحت كه هستم و يا استرس دارم و يا فكرم كه مشغوله خيلي ميخورم. وقتهايي كه خيلي شادم اصلا خوردن برام مهم نيست و يادم ميره مثل عروسيها يا جشن هاي ديگه اونقدر تو فكر رقصيدن و خنديدنم كه بهترين خوراكي ها رو هم اصلا نگاه نميكنم.بيكاري هم يك عاملشه.
من غذايي نيستم هله-هوله خيلي ميخورم گل سرسبدشان هم شكلات و شيرينيه.

